دوست داشتن حس عجیبیست

خرید بک لینک
به مادرم روی ترش کردم. از بی محلی هایش به پدرم به تنگ آمدم. پدرم از صبح تا شب، قربان صدقه اش می رود. دوستت دارم را هزار بار می گوید. مادرم اما هیچ. تکه اگر نندازد، عین خیالش هم نیست. انگار کن که گوشش به وزوز عادت کرده باشد.

مادر ساعتی از افطار گذشته هنوز خواب بود. پدر در آشپزخانه برای خودش معجون ملین می ساخت. پرسیدم: مامان هنوز افطار نکرده؟!!

پدر گفت: انقدر خواب بود که دلم نیمد بیدارش کنم. عصبانی گفتم: این کارا چیه شما با خودتون می کنین؟!! اون الان انقدر انرژی نداره که مغزش فقط بهش می گه بخوابه. اون وقت یه ساعت از افطار گذشته بیدارش نکردی روزه شو باز کنه؟!!

زیر کتری را روشن کردم. خرما را از یخچال بیرون آوردم و مادرم را بیدار کردم تا افطار کند. مادر بیدار شد. آمد به سمت آشپزخانه. پدر قربان صدفه اش رفت. مادر این بار به جای تحویل نگرفتن تکه انداخت: هان! بیدار شدی؟!!

پدر قبل از تلاش برای تهیه معجون ملینش مشغول خواب بود. پدر از شنیدن حرف مادر در هم رفت. دیگر هیچ نگفت. کارش را در آشپزخانه تمام کرد و به اتاق رفت. مادر جلوی من پشت میز نشست و افطار کرد. روی ترش کردم که: چقدر تو بی احساسی! چقدر قربون صدقه ت بره تو بزنی تو حالش؟ اصن رفت تو خودش!

گفت: من کی حالشو گرفتم؟

گفتم: همیشه! تا حالا شده یه بار بهش ابراز احساس کنی؟ و ادامه دادم: من اگه جای بابا بودم هرگز حاضر نبودم با تو زندگی کنم.

گفت: ممنون.

کمی به خوردن مشغول شدیم. مادر گفت: مثلاً قرار بوده امروز بیاد دنبال من که روزه ام. از کی نشستم منتظرش الان میاد، الان میاد. آخرش اومدم خونه دیدم خوابه!

ماندم...

گفتم: خب یادش رفته. بهش یه زنگ می زدی.

گفت: همیشه ش همین بوده.

افسوسی در ته حرفش بود. حرفی نداشتم بزنم. از او عذر خواستم. و هنوز هم مانده ام...

چای قندپهلو...

ما را در سایت چای قندپهلو دنبال می‌کنید

برچسب: دوست داشتن حس قشنگیه,دوست داشتن حسین پناهی,دوست داشتن حس,دوست داشتن و حساسیت بین فردی,دوست داشتن تو حس خوبه,شعر دوست داشتن حسین پناهی,اهنگ دوست داشتن تو حس خوبه,حسرت دوست داشتن,حس دوست داشتن چیست,حس دوست داشتن اقای ارامش, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 16:53

صفحه بندی